همزمان با پخش اثر جدید خانم گوگوش بنام " شب سپید " سفر فضایی خانم انوشه انصاری بانوی ایرانی نیز آغاز شد و او به عنوان چهل و پنجمین زن جهان و نخستین بانوی ایرانی سفر فضایی خود را آغاز کرد.
شاید در نگاه نخست این دو رویداد ارتباطی با هم نداشته باشند . اما کمی تامل در آنچه اتفاق افتاده است ما را به نقاط مشترکی در این دو پدیده رهنمون می سازد . نقاظ مشترکی که می تواند سرآغازی برای جامعه زنان به ویزه جامعه زنان ایران باشد.
گوگوش و انوشه انصاری دارای وجوه اشتراک فراوانی هستند که مهمترین آن ایرانی بودن آنان است . علاقه مندی به وطن و افتخار به تنفس در هوای ایران از جمله نقاط و وجوه اشتراک انوشه انصاری و خانم گوگوش است هر دوی آنها به این موضوع اذعان دارند که ایرانی هستند و به ایرانی بودن خود می بالند .
از دیگر وجوه اشتراک بین انوشه و گوگوش زن بودن انان است . یک زن می تواند در عرصه های مختلف توانمندی های خود را به منصه ظهور برساند که اینک یکی به عنوان یک دانشمند و پزوهشگر در عرصه مطالعات فضایی ظاهر شده و دیگری به عنوان یک بانوی فرهیخته و فرهنگ مدار در عرصه موسیقی و هنر می درخشد هر دوی انان زن هستند و خلق و خو و مشی زنانه کافیست تا نقاط اشتراک و سلیقه های یگانه داشته باشند.
آنچه از سخنان انوشه انصاری استنباط می شود آن است که او همواره در رویای تصاحب فضا و گام نهادن بر عرصه پایگاههای فضایی بوده است . انوشه از کودکی به فضا نوردی و پیمودن زیر و بم های ماه راغب بوده است او از همان دوران به روزی می اندیشید که بتواند بر کشتی فضایی بنشیند و اوج بگیرد و اینک این افتخار نصیب او شده است که به عنوان نخستین بانوی ایرانی دراین عرصه بدرخشد .
گوگوش نیز اندیشه والایی در عرصه موسیقی دارد او در اثر جدید شب سپید از عبارت " تصاحب رویای ماه " استفاده کرده است . اگر چه تصاحب رویای ماه از سوی گوگوش و" رویای تصاحب ماه" از سوی انوشه انصاری از نظر لفظ و محتوی تفاوت های بسیار دارند اما در عین داشتن همه این تمایزات اشتراکاتی نیز دارند اشتراکاتی که در مشترک بودن اندیشه انوشه و گوگوش ریشه دارد و به یگانگی اهداف این دو بانوی ایرانی مرتبط است .
تصاحب رویای ماه برای گوگوش یک هدف متعالی با ظرافت های فراوان و دقیق هنری است . این رویا شیرین ترین و متعالی ترین فرصتی است که ممکن است در یک قطعه شعر یا در یک ملودی نصیب یک هنر مند شود که او بتواند رویای شیرین ماه را به دست اورد . تصاحب رویای ماه تصاحب مهربانی ها . گام نهادن در وادی عشق . پیمودن فراز و نشیب های دوست داشتن. پرواز در فضای مهربانی و رسیدن به نقطه ای است که همه چیز در ان از امنیت و ابادانی خبر دهد .
گوگوش به دنبال این فرصت است و برای آن رنج فراوان کشیده است و اکنون آن را به زبان می آورد . تصاحب رویای ماه برای گوگوش همین است که او همچون همیشه دوست داشتنی و در اوج بماند و بخواند و البته چون شمعی در باد برای ماندگاری هنر و موسیقی ایرانی بسوزد.
و اما رویای تصاحب ماه برای انوشه انصاری چیست ؟ این رویا همانطور که گفته شد از کودکی با انوشه همراه بوده است و اکنون این فرصت به او داده شده است که آن را به دست آورد . او همه موانع را از سر راه خود برداشت و سرانجام به آستانه ورود به کشتی فضایی رسید و بر آن نشست و به اوج فضاهای نا شناخته پرواز کرد او به رویای تصاحب ماه رسید و گامی دیگر در جهت تحقق آرمانهای خویش برداشت.
به ترانه گوگوش باز می گردیم . به شب سپید که شعر آن در در اوج ظرافت و دقت سروده شده و ملودی آن استادانه ساخته شده و مهمتر از همه به زیبایی و با طراوت صدای خانوم گوگوش اجرا شده است.
در این ترانه گوگوش که همگان او را به نام گلبانوی ترانه های فارسی و شاه ماهی هنر و موسیقی ایران و دخت فرزانه ایران زمین می شناسیم بر خاک و خاشاک نشسته است و شب سپید را اجرا می کند .
نشستن گوگوش بر خاک و خاشاک و قرار گرفتن او در کنار یک گاری شکسته این پیام را به همراه دارد که یک زن اگر در سخت ترین شرایط و پایین ترین درجه از زندگی نیز قرار گیرد . باید به اوج بیندیشد.
قرار گرفتن گوگوش در کنار یک گاری شکسته این پیام را به همراه دارد که حتی اگر چرخ زندگی در هر شرایطی از حرکت بایستد . بشکند یا لنگ بزند و همه ویرانگری ها . سیاهی ها و تباهی ها نیز به سوی او هجوم آورند او باید از شب سیاه و ظلمانی . رویایی سپید بسازد و باز به اوج و بالندگی بیاندیشد.
او باید در کنار همین چرخ شکسته و لنگ به رویای نشستن به شاتل فضایی و پیمودن فرا زو نشیب های سخت و عبور از سیاهی ها فکر کند.
ما شب را به سیاهی و ظلمت می شناسیم اما گوگوش در این ترانه از شب سپید سخن می گوید . ظلمت و ویرانگری های شب سیاه . خار و خاشاکی که ممکن است هر روز ما بیش از پیش در خود فرو برد و از کار افتادن چرخ زندگی که هر کسی را می تواند ناکام گذارد و از راه باز دارد موانعی است که در این ترانه به تصویر کشیده شده . موانعی که گوگوش نیز در کنار آن قرار دارد اما می دانیم که بانوی پر آوازه ایران این موانع را در نوردیده و پشت سر گذاشته است تا به اوج رسیده است.
یک بار دیگر به ماجرای انوشه انصاری باز می گردیم و حرفهایش را مرور می کنیم و در رویاهایش پرسه می زنیم تا با دیدگاهایش بیشتر آشنا شویم .
خانم انصاری در مورد سفر خود می گوید: "برایم جالب خواهد بود که از زمین خارج شوم و ببینم که جهان ما واقعا چه شکلی است."
او در جایی دیگر گفته است : من از همه ایرانی های داخل کشور و خارج از کشور و تمام مردم که من را حمایت کردند تشکر می کنم . از همه ایمیل هایی که برای من فرستادند از همه پیغامهایی که برای من فرستادند تشکر میکنم.
انوشه انصاری به عنوان نخستین زن فضانورد ایرانی گفته است : به همه مردم از جمله جوانان می گویم که ذهنشان را باز کنند تا بتوانند اطرافشان را بهتر ببینند و بتوانند آزادانه فکر کنند.
او گفته است : در سن 12 سالگی در ایران اگر می خواستم بگویم که می خواهم به فضا بروم مردم به من می خندیدند ولی من الان به این ایده رسیده ام و در حال حاضر در حال سفر هستم.
خانم انصاری خطاب به زنان ایرانی گفته است : خانم ها ی ایرانی سنگ بنای جامعه هستند و هر کاری را بخواهند می توانند انجام دهند و برای خودشان محدودیتی قایل نمی شوند.
وی گفته است : باعث افتخار من است که به عنوان اولین زن ایرانی می خواهم به فضا سفر کنم و خوشحالم که امروزباعث افتخار ایران هستم .
این زرف اندیشی و بلند پروازی خانوم انوشه انصاری را می رساند که سالها هدفی را دنبال می کرده و اینک آن را به دست اورده است و در عین حال فروتنی و ریشه دار بودن فرهنگ او را می رساند که خود را گم نکرد و وجود خود را وابسته به ایران و سرزمین پارسی دانست و به این نیز افتخار کرد.
این بلند پروازی و ترسیم هدف متعالی در شب سپید خانم گوگوش نیز هویداست . گوگوش بندهای نخست شب سپید را با جملاتی آغاز کرده است که همگی ریشه در بلند پروازی . در نظر داشتن اوج و ترسیم هدف متعالی او دارد او شب سپید را اینطور آغاز می کند :
روی ابریشم چین نبض صداتو می شه دوخت – می شه اسم تو رو به شعله گره زد و نسوخت ...می شه ته مونده دریا رو به یادت سر کشید- می شه جز تو حتی آسمون آبی رو ندید ...
تکرار چند بار وازه " می شه " دراین ترانه نشانگر شدن . به دست آوردن . تسخیر کردن و در نهایت رسیدن به هدف غایی است .
گوگوش بندهای این ترانه را با جملات " برای تحمل روز سیاه به تو فکر میکنم . برای تصاحب رویای ماه به تو فکر میکنم " به هم ارتباط می دهد . این جملات می تواند گوشزدی بر دشواری هایی فرا روی یک زن برای رسیدن به آرمان هایش و در عین حال تاکیدی بر خستگی نا پذیری یک زن برای رسیدن به آن اهداف متعالی باشد
هر دو رویکرد یعنی وجود رنجها مرارات ها و سختی های رسیدن به هدف و ایستادگی . مقاومت و پایداری برای رسیدن به اوج در مشی خانم گوگوش و خانم انصاری دیده می شود و همانطور که گفتیم آنها سالها برای رسیدن به جایگاهی که در آن قرار دارند سختیها را تحمل کرده اند تا اینک به اوج رسیده اند.
برای خانم گوگوش بانوی فرهیخته ایرانی که صدایش در اوج فضاهای رویایی طنین انداز است و با ایستادگی و تلاش به تصاحب رویای ماه رسید وبرای خانم انوشه انصاری که گام بر فضاهای رویایی گذاشت و با سعی و خستگی ناپذیری مضاعف به رویای تصاحب ماه رسید ارزوی موفقیت میکنیم .
Googoosh- anooshe ansari

