تبليغاتX
دخت فرزانه ایران
پرداختن به رنج انسان ها و مشکلات جامعه بشری و بازتاب دادن معضلات و ناهنجاری های اجتماعی که به عنوان یک واقعیت در جامعه بشری مطرح است رویکردی است که در بسیاری از اثار خانوم گوگوش دیده می شود . این رویکرد به ویزه در آثار اخیر گوگوش بیشتر هویدا است . البته گوگوش در ترانه هایی که پیشتر خوانده است نیز کم و بیش به برخی از معضلات  و ناهنجاری های اجتماع از جمله رنج زندگی زنان اشاره کرده است و مسایل اجتماعی را بازگو نمو ده اما این موضوع در ترانه آی مردم مردم  او بیشتر به چشم می خورد .
                                             

می توان گفت بارزترین نمونه ای از این دست که خانوم گوگوش به بیان مشکلات طیف وسیعی از جامعه بشری یعنی بانوان می پردازد ترانه > آی مردم مردم < از البوم مانیفست است . گوگوش در این ترانه به نوعی بازنگری در نوع برخورد ها و بینش ها نسبت به جامعه زنان را خواستار شده است و به ترسیم چهره ای رنجدیده از زن امروز که سالها بغض خود را فرو خورده است می پردازد.

کلمات و عبارت هایی  مانند خود ویرانی - دق کرده - هق هق کرده - کوه یخ- چکیدن در مطبخ -  تسلیم بودن - بی تقویم بودن -  زندگی زیر سایه ترس حتی ترس از زیبایی خود - تنهایی در عین با دیگران بودن - سیطره وحشت در زندگی -  محدودیت های ورود به بعضی عرصه های اجتماعی -  سرخوردگی - از جمله موضوعاتی است که گوگوش در بندهای نخستین این ترانه به آن می پردازد  و سعی می  کند تصویری از جامعه بانوان امروز در ذهن مخاطب بسازد.

این تصویر سازی با کمک صدای آرام گوگوش و ملودی یک دست ترانه  کمک می کند تا مخاطب با تلفیق همه آنچه گفته شد رنج بودن و زیستن را در چهره زن امروز ببیند و خود را برای شنیدن بغض فرو خفته ای که در گلوی هر بانویی ممکن است وجود داشته باشد اماده کند.

در بندهای بعدی این ترانه گوگوش به نوعی افشاگری می پردازد صدای آرام او اوج می گیرد او دوست دارد بدون پرده و به روشنی حقایقی را بازگو کند که موجب شده است این بغض سالها فرو خفته بماند عصیان انسان آزادیخواه در وجود یک زن در این قسمت از ترانه به خوبی دیده می شود . همه وجود گوگوش در این قسمت از ترانه ندای آزادیخواهی . حرمت خواهی . حفظ کرامت و شخصیت زن امروز است که در صدای او متجلی می شود.

 سوزش جای قلاب کمر بر تن یاس سپید - فراوانی مشت و لگد - ممانعت از فریادگری و حق طلبی - ایجاد مانع حتی برای عاشق شدن و دوست داشتن و محدودیت هایی که بانوان د ر انتخاب دارند گوشه ای از افشاگری هایی است که گوگوش در این بند از ترانه به آن اشاره می کند .و آنرا نه با صدایی آرام بلکه با فریادی از سر اعتراض سر می دهد .

نشان دادن دهها بریده روزنامه از صفحات حوادث مجلات و روزنامه ها که گوشه ای از مصایب بانوان را منتشر کرده است در این ترانه باز به شنونده و بیننده کمک می کند تا بتواند بخشی از رنجهایی که بر زن امروز رفته است را در ذهن مرور کند.و از ان تصویر سازی نماید .

 کلیپ ویدئویی این ترانه نشان می دهد که لباس پوشیدن و تزیین مکانی که گوگوش در آن این ترانه را اجرا می کند نیز متناسب با فضای ترانه طراحی شده است . لباس سیاه گوگوش و نا مرتب بودن فضای داخلی اجرای ترانه و توامان بودن رنگهای تند و گرم مخاطب را در فضایی قرار می دهد که آمادگی ذهنی بیشتری برای پذیرش رنجهایی که گوگوش به آن اشاره می کند داشته باشد.

گوگوش در این ترانه هنگامی که کلمات <سیر سیرم سیر از مشت و لگد >را بیان می کند به خود پناه می برد و  در خود فرو می رود . گوگوش طوری مطلب را بازگو می کند که به راستی مثل انکه همین الان او را زیر مشت و لگد گرفته اند . این هنر بازیگری گوگوش را بار دیگر گوشزد می کند و نشان می دهد که این هنر مند توانای ایرانی چگونه با ترکیب صدای خوب و هنر بازیگری می تواند اثار ارزشمند خلق نماید.

عبارت < بر سر بازار عاشق می کشند >نیز در این ترانه طوری بیان می شود که براستی انسان به دنبال بازاری که خیل عاشقان در آن آماده کشته شدن هستند می گردد و این حس به خوبی به مخاطب منتقل می گردد. حرکت به موقع دستان گوگوش و اشاره او به سمتی از  سالن اجرای ترانه  در این موقع ذهن بیننده  را برای پذیرش این موضوع که واقعا عشق و عاشقان کشته می شوند را آماده می کند.

همچنین حرکت دستان گوگوش موقع خواندن عبارت < خواب مخمل را بر هم می زنند> و فیلم برداری از بالای سر او موجب شده است تا  تصویری از یورش و حمله به زندگی و آرامش یک موجود بی دفاع و بی پناه در ذهن انسان شکل گیرد و این موضوع در ذهن تداعی شود.

گوگوش با بیان این جمله که < این کنیزکان خواهر منند> اوج همدردی و همراهی خود را با زن امروز بیان کرده است . خواهر در فرهنگ ایرانی و در فرهنگ بسیاری از کشورهای دیگر جلوه ای از همراهی و همدلی است . حتی کشورهایی که می خواهند اوج ارادت و همراهی مسولان سیاسی و فرهنگی خود را نشان دهند بین دو شهر آن خواهر خواندگی اعلام می کنند . قرار گرفتن دو وازه کنیزکان و خواهر در این ترانه در کنار هم و التهاب در صدای گوگوش هنگام  خواندن آن و دو بار اشاره گوگوش به خودش موجب شده است تا شنونده واقعا احساس کند که همه رنجهایی که بر زن امروز روا داشته شده بر خود او روا داشته شده است.

در نهایت این ترانه با کز کردن گوگوش در گوشه ای از سالن و فرو رفتن او در خودش تمام می شود . حتی این صحنه از ترانه آی مردم مردم نیز به نوعی پرداختن به برخی رویکردهای اجتماعی و رنج زندگی زن امروز است .

این ترانه توسط شهیار قنبری ساخته شده و مهرداد آسمانی آهنگساز و تنظیم کننده آن است . برای آفرینش این اثر ارزشمند موسیقی به همه کسانیکه تلاش کردند به ویزه به خانوم گوگوش تبریک می گوییم .

 

+ نوشته شده توسط محمد رضا یگانه در و ساعت |

بسیاری از هنرمندان. خوانندگان و کسانیکه در عرصه هنر و ادبیات میدرخشند و آثاری ماندگار از خود بر جای میگذارند رابطه ای معقول ,صمیمی و محکم با آفرینشگر هستی دارند  , برای پی بردن به اعتقادات و علاقه مندی این افراد به خدای هستی بخش کافی است در واژه هایی که آنها را به خدا متصل می کند کمی تامل کنیم و بنگریم که چگونه یک هنر مند با بکار بردن کلماتی ساده و بدون آلایش با خدای هستی بخش به نجوا می پردازد.

گوگوش از جمله خوانندگان و هنرمندانی است که اعتقادات دینی متعادلی دارد . زیبایی توجه به خدا و نجوا با آفرینشگر هستی بخش  در بسیاری از ترانه های گوگوش هویدا است . این مفهوم  در ترانه کویر که به زیبایی توسط این هنر مند عزیز اجرا شده است موج می زند و کسیکه به این ترانه گوش فرا می دهد قبل از هر چیز به این مسئله پی می برد که خانوم گوگوش با چه کسی صحبت میکند ,او چه خواسته هایی دارد و خواسته های خود را از چه کسی و چگونه طلب می کند.

ویژگی کویر آن است که این ترانه با صدای خانوم گوگوش در اوج اجرا شده است و از نظر حرفه ای در اوج نیز فرود می آید  , فرود در اوج کاری بسیار دشوار است  اما خانوم گوگوش به خوبی از عهده این مهم بر می آید و درست در زمانیکه خواسته هایش را از زبان یک کویر مطرح می کند و برای به دست آوردن یک قطره باران دست نیاز به سوی خالق زیبایی ها می گشاید صدای او به اوج می رسد و سپس فرود می آید و ترانه پایان می پذیرد.

گوگوش دراین ترانه خود را در کالبد بی جان یک کویر معرفی می کند .می دانیم که کویر با تشنگی و عطش مانوس است و برای به دست اوردن حتی یک قطره آب حسرت می کشد . کویر در حالیکه پای در بیابان و خشکی دارد رنج سراب را نیز در خاطر دارد . سراب مفهومی است که با دورویی و نیرنگ همراه است و در فرهنگ ما واژه سراب با این دو مفهوم به ذهن متبادر می شود و هر جا بخواهیم تصویری از نیرنگ و دورویی ترسیم کنیم از واژه سراب استفاده میکنیم.

حال کویری را مجسم کنید که در نهایت عطش و تشنگی گرفتار نیرنگ و دورویی نیز باشد و از آن رنج ببرد بنا بر این رنج کویر دراین معنا دو چندان می شود . گوگوش در شکایتی که به درگاه  خدای هستی بخش می برد علاوه بر اینکه ترسیمی از تشنگی و عطش خود دارد از نیرنگها و دو رویی ها ی سراب نیز می نالد و شکوه می کند.

این کویر در گفتار گوگوش یک عمر است که با نیرنگ و دورویی سراب در نقابل است و در عین حال هنوز به آن گرفتار است و می کوشد که از آن نجات یابد اما دریغ که هیچ کویری را راه رهایی از سراب نیست !

گوگوش در این ترانه کویر را طوری ترسیم کرده است که گویا کویر قبل از آن که کویر باشد جنگلی سر سبز و با نشاط بوده است جنگلی که از بالندگی بهار سرمست می شود . جنگلی پر درخت که به رغم آنکه سالها از عمر ان گذشته است و اکنون هیچ شاخه و درختی از آن  پا بر جا نمانده است اما خاطره سبزی ,و بالندگی آن هنوز در ذهن کویر زنده است.

این گفتار گوگوش نقبی به زندگی همه ماست  همه ما روزهایی خوب و خوش در زندگی داشته ایم . کهنسالان این روزها را در دوران جوانی و جوانان این روزها را در دوران کودکی تجریه کرده اند . بنا بر این می توانیم بگوییم هرکدام از ما کویری هستیم که روزگاری جنگلی سر سبز بوده ایم که در بهار به بالندگی و شکوه می رسیده است و اکنون از آن  روزهای بالنده و سر خوش فقط خاطراتی مانده است.

این موضوع را اگر بخواهیم ادامه بدهیم به تنهایی بشر در جهان کنونی می رسیم . به گمشده ای می رسیم که هر انسانی به دنبال یافتن آن است , به آن می رسیم که روزی آدم در بهشت جاویدان می زیست و خطایی او را از بهشت راند و به دنیای خاکی کشاند !

 گوگوش در ترانه کویر همچنان با خدای خویش می نالد و نجوا می کند  , او از اینکه حرفهایش بدون جواب مانده است نیز شکایت دارد .او وقتی درد دلها و شکایت هایش را بیان می کند و مطمئن می شود که کویر همچنان کویر است و قرار نیست رنج بی پایان کویر به انتها برسد صدایش را به اوج می رساند و باز متذکر می شود که خدایا خدایا کویرم کویرم و با زدادخواهی را ادامه می دهد.

شکوه گوگوش به درگاه خداوند را پایانی نیست . او از خدا می خواهد که قطره بارانی را در کویر نازل کند تا این خشکی بی  انتها قدری تلطیف شود . جمله " اگه بارون بباره آروم آروم نم نم رو لب خشک تشنم گیسوی سبز جنگل تنمو می پوشونه پرنده رو درختام میسازه آشیونه " منتهای خواسته گوگوش از خداوند است . گوگوش در این جمله از خدا میخواهد که  آنچه او روزی داشته است و اکنون آن را از دست داده است را دوباره به دست اورد.

بر خلاف بند قبلی ترانه که گوگوش خدایا خدیا کویرم کویرم را در اوج صدا بیان می کند و پاسخی نمی شنود دراین قسمت از ترانه او با ملاطفت و به آرامی این جمله را تکرار می کند تکرار آرام و با ملاطفت " خدایا خدایا کویرم کویرم " دراین قسمت از ترانه آنقدر زیبا و پر معنی است که مخاطب احساس می کند در برابر فردی قرار دارد که همه امیدهایش گسسته شده و تنها تاری که او را همچنان پا بر جا نگاه داشته است همین امید به خداست!

گوگوش دراین قسمت از ترانه هنوز امیدوار است که کویر به جنگلی سر سبز تبدیل شود  او خدای آفرینشگر را مورد خطاب قرار می دهد و می گوید " خدایا خدایا کویرم کویرم بگو ابر بباره میخوام جون بگیرم "  جالب اینکه این خواسته گوگوش و بیان این کلمات طوری  ادا می شود که فرد احساس می کند که کویر نفش های آخرش را می کشد و جان گرفتن دوباره آن در گرو فقط یک قطره باران است.

دخت فرزانه ایران زمین در پایان این ترانه به بیان رویاهای یک کویر می پردازد و آنرا ترسیم میکند . رویاهای یک کویر چیست ؟ " اگه بارون بباره آروم آروم نم نم رولب خشک تشنم گیسوی سبز جنگل تنمو میپوشونه پرنده رو درختها میسازه آشیونه " . و در نهایت گوگوش نا امید نمی شود و در پایان ترانه ندای خدایا خدایا را به اوج می کشاند . و در همان اوج فرود می آید و خاموش می شود.

ترانه کویر شرح گمگشتگی انسان ها است . ترانه کویر داستان فردی است که به دنبال راهی برای پیدا کردن خودش است . ترانه کویر زیبایی های  یک سرزمین خشک را با اوج عطش و تشنگی به تصویر کشیده است و به نجوای با پرودگار هستی بخش می پردازد و از خدا می خواهد که خشکی و عطش را از او بگیرد و جایش را به طراوت و سرزندگی دهد . چیزی که پیشتر داشته و از آن برخوردار بوده  و اکنون از دست داده است .

صدای گوگوش در ترانه کویر صدای اعتراض است , معمولا اعتراض با پرخاشگری و جسارت انجام می شود اما زیبایی کار گوگوش دراین ترانه آن است که اعتراض خود را با ملاطفت و نجوا بیان می کند , و نکته ظریف هم همین جاست که چون مخاطب گوگوش در این ترانه خدای آفرینشگر کویر و جنگل است پس نوع کلام و طریقه بیان آن باید با ملاطفت و نجوا باشد.

تا کنون به سیمای گوگوش پس از اجرای ترانه کویر  در کنسرتها توجه کرده اید گوگوش همیشه بعد از اجرای این ترانه دستهایش را به علامت سپاس بالا می برد اشک در چشمانش می نشیند و گویی از خداوند سپاسگزاری می کند که یکبار دیگر این نیرو را به او داده است تا بتواند از عهده اجرای سخت این ترانه بر آید . شما صحنه نجوای زیبای مخلوق با خالق بهتر از این و شایسته تر از این می جویید ؟

نوای گوگوش درکویر چیزی است که ما هر روز در زندگی روزمره حسرت آن را می خوریم . ما هر روز حسرت چیزهایی را می خوریم که داشتیم و از دست دادیم . همانطور که گفتم سالخوردگان حسرت جوانی از دست داده و جوانان و نوجوانان حسرت دوران شیرین کودکی از دست رفته را می خورند اما به راستی آیا گمشده آدمی این چیزهاست ؟ ایا گمشده کهنسالان و سالخوردگان جوانی از دست رفته و گمشده جوانان و نوجوانان دوران شیرین کودکی است ؟ این سوالی است که در اعصار مختلف مطرح شده است و هر کس بر اساس داشته های ذهنی و علمی خود سعی کرده است به آن پاسخ دهد .  با هم ترانه زیبای کویر را با فرستادن هزاران سلام و درود به پیشگاه دخت فرزانه ایران زمین  , گوگوش عزیز مرور می کنیم  و آرزو می کنیم که روزهای زندگی گلبانوی ترانه ها  هر روز بیش از پیش سبز و بهاری باشد.

من کویرم ای خدا با حسرت یک قطره آب
یه عمره که دریا رو میبینم تو سراب
بهار برای یه اسمه , یه اسمه کهنه تو کتاب
حرف من با آسمون چرا میمونه بی جواب
خدایا خدایا کویرم کویرم
بگو ابر بباره میخوام جون بگیرم
اگه بارون بباره آروم آروم نم نم رو لب خشک تشنم گیسوی سبز جنگل تنمو می پوشونه
پرنده رو درختهام  میسازه آشیونه
خدایا خدایا کویرم کویرم
بگو ابر بباره میخوام جون بگیرم
اگه بارون بباره آروم آروم نم نم رولب خشک تشنم
گیسوی سبز جنگل تنمو میپوشونه
پرنده رو درختهام  میسازه آشیونه
خدایا خدایا کویرم کویرم بگو ابر بباره می خوام جون بگیرم
خدایا  خدایا  خدایا  خدایا خدایا  خدایا

 

+ نوشته شده توسط محمد رضا یگانه در و ساعت |
اعطای جوایز بین المللی راهکاری است که با استفاده از آن می توان ضمن آنکه به سالها خدمات و ارزشهای معنوی و هنری یک هنر مند ارج نهاد  این زمینه را نیز فراهم آورد تا دستاوردهای فرهنگی و هنری هنرمندان به  بالندگی و شکوه برسد و از این طریق ملتهای مختلف بتوانند در عرصه فرهنگ و هنر  استعدادهای خود را هویدا سازند و برای رشد و تعالی آن گامهای موثر بردارند.

یونسکو از جمله سازمان های بین الملی است که کار اعطای جوایز بین المللی را در این راستا به عهده دارد > این سازمان وابسته به سازمان ملل متحد در سالهای گذشته نیز همواره با اعطای جوایز به هنرمندان > موسیقیدانان > سینما گران و فعالان عرصه فرهنگ و هنر برای تعالی و رشد دو چندان فرهنگ و ملل مختلف و ارج گذاری به سالها خدمات هنرمندان و فرهنگوران اقدام کرده است.

سخنی که در این جا می خواهیم مطرح کنیم آن است که خانم  گوگوش لیاقت و شایستگی دریافت بزرگترین جایزه فرهنگی یونسکو را دارد . بیش از ۵۰ سال  فعالیت چشمگیر گوگوش در عرصه موسیقی و سینما از این هنر مند توانا چهره ای ساخته است که در میان جامعه هنری ایران اکنون گوگوش اسمی شناخته شده و چهره ای آشنا است.

شرح و تفسیر توانایی ها هنری گوگوش و خدماتی که این هنر مند توانای کشور به جامعه هنری به ویزه در بخش موسیقی و سینما انجام داده است در این مجال نمی گنجد . ضمن آنکه تقریبا همه کسانیکه گوگوش را می شناسند یا صدای او را شنیده اند هر چند مختصر با سوابق درخشان هنری او آشنا هستند .

 اعطای بزرگترین جایزه هنری یونسکو به گوگوش مزایا و مواهبی دارد که مختصری از ان را بیان خواهیم کرد . از جمله این موهبت ها آن است که یونسکو با اعطای این جایزه بار دیگر نشان خواهد داد که برای اعطای جوایز هنری در قید و بند ملیت >مذهب > دین > سلیقه > نزاد > جنسیت  و نوع شهرت نیست و صرفا ملاکهای تخصصی و ارزشهای حرفه ای را برای اعطای این جوایز را در نظر می گیرد .

همچنین اعطای این جایزه به خانوم گوگوش ثابت خواهد کرد که یونسکو برای اعطای جوایز هنری خود نظر مخاطبین و اصحاب هنر را نیز در نظر خواهد گرفت . همه می دانند که خانوم گوگوش در جامعه هنری ایران و حتی برخی از ملتهای از جمله ارامنه > آذری ها و تاجیک ها ودیگر ملتها  جایگاه ارزنده ای دارد .

سالها سکوت خواننده سرشناس ایرانی نیز نتوانست مهر او را از قلبها برباید و نه تنها عطش شنیدن صدا و دیدن تصویر گوگوش در این سالها فرو کش نکرد بلکه موجب شد تا مردم بیش از پیش به این هنر مند توانای ایرانی متمایل شوند و برای شنیدن صدایش عطش بیشتری پیدا کردند . بدیهی است  هنر مندی که این جایگاه را در بین مردم دارد دارای ارزشهایی است که این ارزشها در جان و دل مردم جا دارد . توجه یونسکو به این ارزشها خود به نوعی ارج نهادن به فرهنگ و هنر است که این مقوله نیز در حیطه وظایف این سازمان بین المللی است.

در سالهایی که یونسکو جایزه پیکاسو را به استاد محمد رضا شجریان اعطا کرد نیز توجه به این مولفه یعنی داشتن پایگاه و جایگاه مردمی بی تاثیر نبود و همه می دانیم که استاد شجریان ضمن انکه در ترویج و تعالی موسیقی ایرانی گامهای موثر برداشته و در این میان عمر خویش را صرف کرده است از اعتبار و شهرت ملی و بین المللی نیز برخوردار است و در یک کلام در قلب مردم جا دارد.

از جمله مواردی که اعطای بزرگترین جایزه هنری یونسکو به خانوم گوگوش را گوشزد می کند سابقه طولانی این هنر مند ایرانی در عرصه هنر و موسیقی است . اگر بگوییم گوگوش عمر خود را در عرصه فرهنگ و هنر صرف کرده است سخنی به گزاف نگفته ایم . کسیکه از سه یا چهار سالگی بر روی صحنه بوده است و به رغم این همه فراز و نشیب در زندگی شخصی باز از پا ننشسته و به احترام مخاطبان خود از هر فرصتی برای خواندن بهره جسته است بدون شک شایستگی آن را دارد که اکنون نامش در ردیف نام هنرمندانی که جایزه هنری یونسکو را دریافت کرده اند قرار گیرد . شاید این کار بتواند پاسخی به رنجهایی  باشد که خانوم گوگوش در راه هنر و در راه تعالی فرهنگ و هنر ایرانی برده  است.

تنوع در اثار نیز از جمله مقوله هایی است که یونسکو قطعا در اعطای این جایزه به آن توجه دارد . اگر بخواهیم خوانندگانی که آثار متنوعی از خود در سالهای گذشته در ایران از خود به جا گذاشته اند نام ببریم مطمئن باشید خانوم گوگوش در ردیف های نخست این خوانندگان قرار خواهد گرفت .

این موضوع را نیز نباید فراموش کنیم که تنوع و تعدد  اثار موجب نشده است که از کیفیت . گیرایی و اثر گذاری ترانه های گوگوش در بخش موسیقی کم شود . شما هر کدام از اثار موسیقی این بانوی هنر مند ایرانی را که بشنوید یا ببینید ویزگی خاصی در ان می یابید که با سایر اثار متفاوت است . بطوریکه می توان گفت گوگوش برای خلق هر کدام از اثارش یک بار متولد شده است .

دلایل دیگری نیز وجود دارد که اعطای جایزه یونسکو به خانوم گوگوش را تایید میکند که از جمله ان نگاه به هنجارها و رویکردهای اجتماعی به ویزه در اثار جدید خانوم گوگوش است . گوگوش در اثار جدید خود به ویزه در ترانه های البوم مانیفیست به نوعی رنج جامعه بشری < رنج زن امروز > و مجاهدت بشر برای دستیابی به معنویتی که در خود گم کرده است را بازتاب داده است.

توجه به فرهنگ ملی و ایرانی و ارزشهای فرهنگی ایران > توجه به خصلتها و مشی انسانی > لزوم پرهیز از خشونت و احترام متقابل به آزادی انسان ها نیز مقوله هایی است که گوگوش در آثار جدید خود به آن پرداخته است و یونسکو قطعا به این رویکردهای اجتماعی در اثار هنر مندان نیز توجه دارد.

 امید است تشکلهای فرهنگی و هنری ایرانی  و غیر ایرانی به خصوص تشکلها و نهادهای فعال در عرصه موسیقی و هنر با  بیان ویزگی های حرفه ای خانوم گوگوش و زمینه سازی برای اعطای جایزه یونسکو به ایشان این موقعیت را فراهم کنند که نام هنر مند توانای کشورمان در عرصه بین المللی نیز اگر چه بلند آوازه است به ان تعالی بیشتر ببخشند.

یونسکو نیز  می تواند با اعطای این جایزه جایگاه حمایتی خود در عرصه فرهنگ و هنر را تثبیت کند و با احترام به  افکار عمومی و ایده میلیونها نفر دوستدار گوگوش در جهت ترویج و توسعه فرهنگ و هنر ملل بکوشد.

 به امید روزی که  خبر اعطای جایزه هنری یونسکو به خانوم گوگوش در صدر اخبار رسانه های جهان قرار گیرد و با طنین صدای  زیبای خانوم گوگوش پزواک صدای فرهنگ و تمدن ایرانی بار دیگر شنیده شود.

 

+ نوشته شده توسط محمد رضا یگانه در و ساعت |
script language=JavaScript> function clickIE() { if (document.all) { return false; } } function clickNS(e) { if (document.layers||(document.getElementById&&!document.all)) { if (e.which==2||e.which==3) { return false; } } } if (document.layers) { document.captureEvents(Event.MOUSEDOWN); document.onmousedown=clickNS; } else{ document.onmouseup=clickNS; document.oncontextmenu=clickIE; } document.oncontextmenu=new Function("return false")