زندگی خانم گوگوش نیز بعد از جدایی از محمود قربانی دارای فراز و فرودهای بسیار بود فراز و فرودهایی که هر کدام از آن بحرانی واقعی در زندگی خانوم گوگوش به شمار می رفت و برای دست و پنجه نرم کردن با آن اراده ای گوگوشی می طلبید.
بانویی مانند خانم گوگوش که از زیبایی و طراوت خاصی برخوردار است و شهرت و معروفیت ویژه ای نیز دارد بیش از سایر بانوان می توانست بعداز جدایی در مظان این اتهامات باشد و در مجموع شایعات در باره او پر رنگ و پر رونق تر بود.

از سویی دیگر یک زن مانند خانم گوگوش با ویژگی های منحصر به فردی که دارد بیش از یک زن معمولی بعد از طلاق باید با تنهایی دست و پنجه نرم می کرد . نگاهی به زندگی گوگوش بعد از جدایی از محمود قربانی نشان میدهد که این هنر مند برجسته ایرانی حتی باید در این مرحله از زندگی در مقابل پیشنهاد دوستی ها و ابراز محبت هایی که از سوی اطرافیانش به وی می شد نیز حساس باشد . چه بسا همین اظهار محبت ها و ابراز دوستی ها نه تنها به شایعات مختلف دامن بزند بلکه دامی برای گرفتار کردن خانوم گوگوش بعد از جدایی باشد.
می دانیم که خانم گوگوش بعد از جدایی از محمود قربانی به خوبی مرحله بحران تنهایی را پشت سر گذاشت و زمان دست و پنجه نرم کردن با شایعات و گذراندن مقطعی از زندگی که موج ویرانگری هایش ممکن است هر کسی را از پای در اورد را به خوبی برای خود آفرید او ایستاد و استقامت کرد و این مقطع را با موفقیت و افتخار پشت سر گذاشت و این زمان نه تنها بر زندگی هنری گوگوش اثر منفی نداشت بلکه مجموعه ای از بهترین آثار وی در این مرحله از زندگی این هنر مند خلق شد.
بسیاری از ترانه های ماندگاری که هنوز در کوی و بازار زمزمه زبان مردم و مورد علاقه افراد مختلف است در همین دوران از زندگی گوگوش آفریده شده است . بنا بر این می توانیم نتیجه بگیریم که تنهایی بعد از طلاق و هجوم انواع بحران ها به سوی گوگوش نه تنها این هنر مند معروف کشورمان را منزوی نساخت بلکه توانست از او بانویی با اراده آهنین بسازد که بتواند در عرصه هنر و موسیقی بدرخشد و از خود اثار ماندگار بر جای گذارد.
اما گوگوش بعد از جدایی از محمود قربانی به دنبال فرصتی مناسب می گشت فرصتی برای فکر کردن . فرصتی برای زندگی کردن . فرصتی برای ارتباط بیشتر با مردم فرصتی تا بتواند به دلخوشی هایش و به آرزوهایش فکر کند . دلخوشی ها و آرزوهایی که می تواند آرمان هر زنی باشد.
وقتی اظهارات خانم گوگوش بعد از جدایی از قربانی را در مطبوعات می خوانیم به نکاتی مهم و جالب پی می بریم نکاتی که در عین سادگی میتواند درسهایی بزرگ داشته باشد. وقتی به دلخوشیها و آرزوهای زنی مانند گوگوش که بزرگترین اسطوره هنر و موسیقی ایرانی در آن زمان بوده است نگاه می کنیم می بینیم که انسان در عین قرار داشتن در اوج و شکوه و عزت ممکن است برخی اوقات نیازهایی داشته باشد نیازهایی که شایسته است برای رسیدن به آن و برای به دست اوردن آن هزینه کرد .زحمت کشید و از پای ننشست .
خریدن خانه ای توسط گوگوش که پرده هایش را خودش دوخته باشد . درست کردن چایی چیدن سفره . جارو کردن خانه . خرید خارج از خانه و مسایلی مانند اینها دلخوشیها و آرزوهایی است که گوگوش بعد از جدایی از محمود قربانی به آن اشاره میکند. این دلخوشیها و آرزوها در عین حال که ساده و ابتدایی به نظر می رسند اما فراموش نکنیم که گوگوش در بحرانی ترین مرحله زندگی اش آن را طلب میکند و همین آرزوها و دلخوشیها می تواند دستمایه ای برای خروج گوگوش از مرحله بحران تنهایی بعد از طلاق و اشنا شدن او با زندگی عادی و برگشت به زندگی روزمره باشد.
گوگوش با این رویکرد در زندگی خود سعی کرد امنیت فکری .امنیت روانی .استقلال مالی و اعتماد به نفس مضاعف برای خود بیافریند . او سعی کرد حتی از فرصت های کوچک در این مقطع از زندگی استفاده کند و با انرژی بیشتر و موقعیت بهتر وارد عرصه هنر شود و به تلاش خود در این عرصه ادامه دهد و در نهایت اثار شگرف از خود به جا بگذارد.
با هم قسمتی از متن اظهاراتی از گوگوش که بعد از جدایی از محمود قربانی در مطبوعات به چاپ رسید مرور می کنیم.
شایعات زیادی در باره من در دهانها می گشت . عشق و عاشقی . اعتیاد و ...را به من نسبت دادند ولی من هنوز هم در پاسخ به این شایعات ساکت مانده ام.من همیشه فکر میکنم آدمی مثل من در مورد اظهار محبت دیگران باید کمی تامل کند من از همان دوران کودکی در مغز کوچک خود اینطور استنباط می کردم که اگر کسی اظهار محبت و علاقه میکند در پشت چهره مهربان او یک چهره دیگر نیز ممکن است وجود داشته باشد به همین خاطر علاقه اطرافیانم را نسبت به خودم جدی نمی گرفتم. گفتم علاقه اطرافیانم را با انها که به یکباره اطراف من سبز می شوند جدی نمیگیرم.
البته خانم گوگوش بین این علاقه و علاقه های بی شائبه که از سوی مردم به او ابراز می شود تفاوت قایل شده است در جای دیگری او اینطور بیان می کند .
ولی احساسات بی شائبه ای هم دیده ام . احساسات و علاقه مردمی که اگر دارند بی ریا و صادقانه است زیرا آنها هرگز قصد برداشت مادی از آدمهایی مثل مرا ندارند.
گوگوش به صراحت بیان می کند که بعد از جدایی تنها شده است و سعی می کند زندگی خود را مانند زندگی یک زن معمولی رقم زند حال در این راه چقدر موفق بوده است جای کنکاش بیشتر دارد. گوگوش در باره تنهایی و کارهایش بعد از جدایی چنین می گوید.
حالا تنها زندگی میکنم .همیشه در خانه هستم . مگراینکه کار یا برنامه ای داشته باشم . شاید برای شما غیر قابل قبول باشد که برای اولین بار بعد از طلاقم رنگ پول را دیدم و از دستمزدی که گرفتم احساس لذت فوق العاده ای کردم هرگز اینقدر پول برایم ارزش نداشته بود . آنها که مرا می شناسند می دانند که من با پول و به خاطر پول زندگی نمیکنم بلکه تا آن اندازه کار می کنم که کار کردن مرا راضی کند .
و اما می رسیم به آرزوهای گوگوش . این هنر مند معروف کشورمان که اگر بگوییم در آن سالها به عنوان تک ستاره آسمان هنر موسیقی ایرانی می درخشید حرفی به گزاف نگفته ایم آرزوهایی بس زیبا دارد . که به زبان خودش آنرا مرور می کنیم.
به هر حال من همیشه آرزو داشتم مثل همه خانمهای ایرانی خانه ای از خودم داشته باشم . پرده هایش را خودم بدوزم . هر روز آنرا جارو کنم و جای هر چیز معین باشد و بگویم این خانه خودم است . من آنقدر در هتل ها . خانه های اجاره ای و بلا تکلیف زندگی کرده ام که از این طرز زندگی واقعا زده شده ام . به همین جهت قبل از هر چیز به فکر تهیه یک خانه افتادم .
از این گفته های خانوم گوگوش پی می بریم که او برای رسیدن به استقلال هم از نظر فکری و هم از نظر مالی اهمیت بسزایی قایل بوده است . گوگوش رسیدن به استقلال را از خرید یک خانه آغاز میکند اما فکر میکنید این خانه را چگونه می خرد . بشنوید .
پولهایم را جمع کردم و با کمی قرض و وام خانه ای خریدم که در خانه خود باشم و حالا واقعا احساس آرامش و آسایش می کنم .
گوگوش بعد از اینکه به استقلال نسبی دست می یابد سعی میکند برای خروج از مرحله بحران و مقابله با موج ویرانگری هایی که به سراغش می اید زندگی خود را مانند زندگی یک شهروند عادی سامان دهد .مانند یک زن معمولی به خرید برود و امور خانه را انجام دهد . البته این برای یک هنر مند معروف بسیار سخت است که بخواهد سطح زندگی خود را در این مقطع اینگونه سامان دهد اما برای رسیدن به امنیت فکری و استقلال وجودی گوگوش این رویکرد را برگزید و توانست از عهده ان نیز خوب بر اید . خودش اینطور گفته است .
برنامه روزانه من مثل همه زنها رسیدگی به کار خانه است حتی آشپزی و خرید را هم خودم انجام می دهم و هر روز احساس می کنم به چیز تازه ای نیاز دارم و باز احساس می کنم که بوسیله همین چیزها به زندگی دوباره دلبستگی پیدا می کنم .
نکته مهمی که گوگوش در اظهاراتش به ان اشاره می کند ایجاد فرصتهای جدید است ایجاد فرصت هایی برای فکر کدن و زندگی کردن ایجاد فرصت هایی که میتواند چراغ راه حرکت آینده او باشد او این فرصت ها را خلق کرد و به رغم مسایل و مشکلاتی که در تنهایی بعد از طلاق داشت از فرصت ها بهره جست و توانست بار دیگر جوانههای بهاری بر شاخ و برگ پاییز زده زندگی خود برویاند.
حالا برای هر چیز و هر کاری فرصت فکر کردن دارم . تمام مسایل برای من موجودیت یافته اند . اگر می خواهم یک گلدان بخرم ساعت ها برای رنگ . نوع و شکل آن فکر میکنم یعنی حالا فرصت فکر کردن برایم پیدا شده است و پول دیگر برایم مسئله بغرنجی نیست و همان اندازه خرج می کنم که درامد دارم . برنامه ام را خودم تنظیم می کنم . روزها سر ساعت معینی از خواب بیدار می شوم . اغلب شبها برنامه دارم و ناچارم تا دیر وقت بخوابم و این دیر خوابیدن برایم عادت شده است .
گوگوش دراین مرحله از زندگی سرگرمی هایی دارد . سرگرمی هایی مانند مطالعه و سامان دادن به زندگی شخصی در عین حال که از تلاش در عرصه موسیقی و سینما غافل نیست به این امور نیز می پردازد و حتی کار در خانه نیز برایش اهمیت دارد.
شبهایی که کار ندارم خودم را با خواندن مجله و کتاب سرگرم می کنم . تا وقت خوابم برسد . به همین جهت صبح ها زودتر از ساعت ۱۰ نمی توانم از خواب برخیزم . بعد از بیدار شدن صبحانه را اماده میکنم . من دوست دارم خودم چایی را درست کنم و همینطور خودم سفره را بچینم . من به کار کردن عادت کرده ام و همه کارهایم را خودم میتوانم انجام دهم.
همه آنچه در باره گوگوش گفتیم یک طرف همین جمله آخر او نیز یک طرف فراموش نکنیم که گوگوش گفت " من به کار کردن عادت کرده ام و همه کارهایم را خودم می توانم انجام دهم " من فکر میکنم اگر هر کسی فقط همین جمله را سرلوحه زندگی خود قرار دهد درس بزرگی است و می تواند از آن الگویی برای ایستادگی و صلابت بسازد.
به هر حال مرور زندگی گوگوش بعد از طلاق از محمود قربانی درسهای بزرگی دارد. رسیدن به استقلال فکری و مالی . مقابله با شایعات و گذر از بحرانهای بزرگ و کوچک با پشتکار و اراده محکم از جمله این درسها است . زندگی گوگوش بعد از جدایی از قربانی همراه با موج های ویرانگری بود که فقط یکی از آنها می توانست هر کسی را از پای در آرد اما او ایستاد و مقاومت کرد و در برابر همه نا ملایمات و رنجها تحمل و تامل کرد و با اراده قوی آن را پشت سر گذاشت.
برای این بانوی پر آوازه میهنمان آرزوی سلامت و سرافرازی بیشتر میکنیم و امید داریم همچنان در گردونه پر تلاطم گردش روزگار که فراز و فرود فراوان دارد با شکوه بدرخشد.


