تبليغاتX
دخت فرزانه ایران زمین

                                      

هنرمند  فرزانه ايران زمين گوگوش نازنين در آخرين گفت و گوي تلفني كه با شبكه جام جم اينترنشنال داشت قول داد كه نوروز امسال با يك پيام نوروزي ميهمان قلب هاي مشتاق هموطنان ايراني ،  ملت هاي فارسي زبان و همه دوستدارنش باشد .

 

پيام نوروزي گوگوش نازنين مي تواند بشارتي براي رسيدن به يگانگي و تحول در نگرش ها توصيف شود و آغازي براي پيوستن به فضايل و نيكي ها و دوري از پلشتي ها و رذايل باشد.

              

 

سرشت  نوروز رسيدن به يگانگي و اتحاد قوميت ها و تحول درنگرش ها و بينش ها براي رسيدن به فطرت پاك انساني وعقلاني است  ‏و مشاركت گوگوش نازنين در ارسال پيام نوروزي علاوه بر اينكه فرخندگي و شگون نوروز را دوچندان خواهد ساخت، نوري در قلبهاي دوستدار ايران و دوستدار فرهنگ و هنر اين سرزمين آريايي خواهد تاباند تا حركت به سمت يگانگي و اتحاد قوميت ها و ايجاد تحول در نگرش ها و بينش ها را شتاب بخشد.

 

‏آنچه درزمان  نوروزمهم است اين است كه تاچه ميزان بتوانيم ازفرصت تحول ويگانگي بهره  جوييم و باجدايي ازبدي ها به سمت نيكي ها حركت كنيم ،  ‏ پيام نوروزي گوگوش نازنين مي تواند دعوتي عمومي براي همه كساني باشد كه دغدغه سالم زيستن در دنياي مملو از دسيسه كنوني دارند ،  پيام نوروزي گوگوش عزيز افقهاي روشني در پيش روي دوستداران ايران و فرهنگ و تمدن ايراني و آريايي  خواهد گشود وانديشه صلح طلب  ،  روح ستايشگر ،  سيرت نيكو ،  مشي پسنديده ،  باطن عدالت خواه و غرور متعالي ايرانيان و آرياييان را بار ديگر به جهانيان معرفي خواهد كرد.

 

‏نوروز اوج پيوند مردمان آريايي  در ايران ، افغانستان ، تاجيكستان وساير كشورهاي بهره مند از تمدن پارسي است كه فرهنگ مشترك را در بين اين ملت ها ماندگاركرده است . ، نوروز بيانگر

رفتارمتعادل طبيعت است كه با رفتار متعادل انسان متقارن مي شود ‏و پيام نوروزي گوگوش مي تواند رسيدن به نقطه اشتراك و يگانگي در بين همه ملت هاي پارسي و آريايي باشد ملت هايي كه گوگوش نازنين متعلق به همه آنهاست .

 

ميدانيم كه ايجاد تحول درطبيعت درفراهم شدن اسباب تحول درانسان موثر است پس ‏نوروزمي

تواند از اين بابت سرچشمه اي براي به وجود آمدن تحول درنهاد آدميان باشد و دعوت گوگوش براي رسيدن به يگانگي و استقبال از تحول در سال جديد در پيام نوروزي مي تواند اميد براي پرداختن به ارزشهاي ايراني و انساني را در قلبها شعله ور سازد و به آن نمود بيروني و ملموس 

 

دهد نمودي كه در ‏ ديد و بازديدهاي عيد  ، سركشي به بزرگترها ،   دورريختن كهنگي  ، نوشدن  ، خانه تكاني ها ، روي آوردن به آب وآيينه ،  رسيدن به معنويت و در نهايت  زنده كردن ياد يزدان پاك در قلبها متجلي مي شود.

 

‏نوروز داراي ارزشها ومواهبي است كه سينه به سينه از پيشينيان به ما رسيده است وآنچه موجب ماندگاري اين آيين درطول اعصار و تاريخ شده است ريشه داربودن آن درخوبي ها و مقبوليت اجتماعي آن است ،  سخن  گوگوش نيز كه تا كنون بارها و بارها در گفت و گو ها ،  كنسرت ها و شب آوازها از زبان او بيان شده است چيزي جز احترام متقابل انسان ها به همديگر، تكريم فرهنگ و تمدن ايراني و پرداختن به دستاوردهايي كه از سالهاي پيشين به نسل آريايي رسيده است نيست.

 

اميد است با انتشار پيام نوروزي گوگوش نازنين در سال جديد  گامي در جهت مهرباني بيشتر با نوروز برداشته شود و آيين كهن و جاويدان نوروز كه ريشه در فرهنگ و تمدن ايراني و آريايي دارد با شكوه و شگون دو چندان برپا گردد.

 

خوشتر ز عيش و صحبت و باغ و بهار چيست  -   ساقي  كجاست  گو  سبب انتظار   چيست

هر وقت خوش   كه د ست   دهد   مغتنم   شمار  -  كس را وقوف نيست كه انجام كار  چيست

زاهد   شراب   كوثر و  حافظ  پياله   خواست   -   تا  در ميانه     خواسته     كردگار    چيست

 

 

 

 

                                                                                          googoosh

  محمد رضا يگانه   

 

 

+ نوشته شده توسط محمد رضا یگانه در و ساعت |

میون یه دشت لخت زیر خورشید کویر مونده یک مرداب پیر توی دست خاک اسیر منم اون مرداب پیر از همه دنیا جدام داغ خورشید به تنم زنجير زمين به پام ...آه

 

ترانه مرداب اثر ماندگار گوگوش نازنين است اثري كه حتي پس از گذشته دهه ها هنوز در بين نسل ايراني و آريايي جايگاه خاص خود را دارد و براي هميشه ماندگار شده است . شعر اين ترانه زيبا توسط استاد اردلان سرفراز سروده شده و حسن شماعي زاده آهنگسازي ان را انجام داده و توسط شادروان واروژان تنظيم شده و در نهايت با صداي اهورايي خانم گوگوش اجرا شده است.

ترانه ی « مرداب» با شرح روایتی آغاز می شود و در همان ابتدای ترانه (بیت سوم)، با زاویه ی دید اول شخص مفرد مواجه می شویم که تا پایان ترانه نیز ادامه می یابد، سرگذشت انسان از اصل خویش جدا افتاده!است

« مرداب» که نشان از رکود و بی تحرکی دارد، در زمین خاکی به اسارت گرفته شده است، خاکی که نماد تیرگی و بی نوری است و خاک کویری نمادی از نوعی نومیدی از حرکت و رسیدن به تکامل معنوی است!

شاعر خود را اینگونه به مخاطب معرفی می نماید: « منم اون مرداب پیر...»

مردابی که در حصار خورشید و زمین زندانی است و بی تحرکی، در طی زمان، او را به فرسودگی رسانیده است. ایستایی مرداب در تقابل با هرچه در تحرک است، در حقیقت تقابلی از مرگ و زندگی است، یعنی رکود مرداب در تضاد با تحرک زندگی قرار گرفته است. خورشید نمادی از نیروی برتری دارد که با روشنگری و خرد همراه است و همین دانستن است که مرداب را می آزارد، مرداب می داند ، اما چون در اسارت زنجیر زمین است، نمی تواند!

من همونم که یه روز می خواستم دریا بشم می خواستم بزرگترین دریای دنیا بشم آرزو داشتم برم تا به دریا برسم شب و آتیش بزنم تا به فردا برسم...آه

گوگوش در این بیت به زيبايي سخن از آرزوهای انسانی مرداب سر مي دهد . روح انسان خواهان دریا (ابدیت و به زندگی جاودانه رسیدن) است و آتش زدن شب، جدال انسان را با تاریکی نشان می دهد و سخن از « فردا» به میان آوردن، نشان از امیدی وافر برای به تکامل رسیدن و رشد روحی او دارد.

اولش چشمه بودم زیر آسمون پیر اما از بخت سیاه راهم افتاد به کویر چشم من به اونجا بود پشت اون کوه بلند اما  دست سرنوشت سرِ رام یه چاله کَند...آه

گوگوش در ترانه مرداب به پیشینه ی انسان  بازمی گردد. به بدو تولدش، به کودکی و معصومیت از دست رفته انساني اشاره مي كند كه تا هست در پي معصوميت از دست رفته خويش است.

 در تصویری که گوگوش در ترانه مرداب از گذشته ی انسان ارایه می دهد، با چشمه ای روبرو می شویم که نمادی از پاکی آدميت  دارد، جوشان است و در حرکت که از ذات پاک خویش دور افتاده است و به برهوت می رسد و در چاله ی عمیق اسارت خاکی می افتد و ناگهان دچار سرنوشتی می شود که ابتدا درجستجویش نبوده است!

توی چاله افتادم خاک منو زندونی کرد آسمون هم نبارید اونم سرگرونی کرد حالا یک مرداب شدم یه اسیر نیمه  جون یه طرف می رم تو خاک یه طرف به آسمون

در ادامه ی توصیف زندگی کنونی « مرداب» به اسارتی نفس گیر می رسیم. زمینی که حرکت را از او می رباید و آسمانی که بارش را از او می گیرد. « باران» نشان از باروری و رشد دارد که رمز زیستن و ادامه یافتن حیات معنوی است و هنگامی که از انسان دریغ گردد، می تواند چشمه ای جوان را به مردابی پیر تبدیل کند. مرداب « نیمه جون» در برزخی میان مرگ و زندگی ، میان ماندن و رفتن باقی مانده و تمامی آنچه از سرگذشت خود برای ما شرح می دهد بیشتر به هذیان انسانی می ماند که می داند چیز زیادی از عمرش باقی نمانده است و گرایشی که او به آسمان دارد نشان از آن است که ذات پاک انسان با آنکه به ناپاکی خاک آلوده است، هنوز خواهان عرفان و حقیقت است و به کمال می اندیشد!

خورشید از اون بالاها زمینم از این پایین هی بخارم می کنن زندگیم شده همین تو چشام مُردنمو دارم اینجا می بینم سرنوشتم همینه من اسیر زمینم

شرح برزخی که « مرداب» در آن گرفتار است، همچنان ادامه می یابد و مرداب آگاهانه می داند که مرگ نزدیک است، پس خود را به دست سرنوشت می سپارد! چنین نومیدی ناشی از نداشتن اراده برای تغییر در آنی است که می خواسته بشود و نشده است. انحطاط روحی انسان به جایی رسیده است که دیگر امیدی به بازگشتش نیست!

هیچی باقی نیست ازم قطره های آخره خاک تشنه، همینم داره همراش می بره خشک می شم ، تموم می شم فردا که خورشید میاد شن ، جامو پُر می کنه که میاره دست باد...آه

در ابیات پایانی به هذیان های مرگ گونه ی انسان می رسیم، انسانی که دیگر در فردایی که همیشه برایش نماد امید بوده، وجود نخواهد داشت!

آنچه در پایان شایان توجه است، این است که این ترانه از معدود آثاری است که زندگینامه ی انسان را از بدو میلادش تا لحظه ی پایانیش به تصویر کشیده است، یعنی یک زندگینامه ی کامل که باری، سرگذشت بسیاری از ماست!...

در توانمندي هاي و قابليت هاي شگرف و استادانه اردلان سر فراز براي سرودن متن زيبايي اين ترانه شكي نيست اما بدون ترديد شنيدن مرداب تنها با صداي گوگوش نازنين است كه روح عصيانگر و در عين حال خاموش انساني را درآن به تصوير مي كشد.

از وبلاگ سال صفر  و مهراناي عزيز براي نگارش اين متن تشكر مي كنم و براي تغييرات جزيي در آن پوزش مي طلبم

 http://sal-e-sefr.blogfa.com  

 

+ نوشته شده توسط محمد رضا یگانه در و ساعت |
script language=JavaScript> function clickIE() { if (document.all) { return false; } } function clickNS(e) { if (document.layers||(document.getElementById&&!document.all)) { if (e.which==2||e.which==3) { return false; } } } if (document.layers) { document.captureEvents(Event.MOUSEDOWN); document.onmousedown=clickNS; } else{ document.onmouseup=clickNS; document.oncontextmenu=clickIE; } document.oncontextmenu=new Function("return false")