
مداد سیاه را برداشت
در حاشیه شعرهای سپید علامتی سرشار از سووال گذاشت
بزرگترین سووالی که تا امروز بی جواب مانده است
مداد زرد را برداشت
در حاشیه ترانه های پدیدار در پاییز علامتی به نشانه برگریزان گذاشت
نمی توانست
در پاییز رنگها
و در بهار نیرنگها
برای برگریزان چشمهایش واژه ای بیابد.
و
سرانجام مداد سبز اندیشه هایش را تراشید و تراشید و تراشید
تا به رویش دوباره فصل امید در امتداد رویاهایش رسید
برخاست
برای خود کلاه از سر برگرفت
هزاران شادباش نثار رویاهایش کرد
او اکنون در سبزترین فصل سال قرار داشت .
محمد رضا یگانه
+ نوشته شده توسط محمد رضا یگانه در و ساعت
|
